» اختلاف میان مدیران فروش و رهبران فروش در کجاست؟

اختلاف میان مدیران فروش و رهبران فروش در کجاست؟

لطفا به این نوشته رای دهید

[رای ها : 1 امتیاز : 5]

در چنین موقعیتی عبارات رهبر فروش و مدیر فروش اغلب به جای هم و برابر با یکدیگر بکار میروند، با اینحال اختلاف بسیاری میان این دو نقش می باشد.

رهبران زیردستان خود را به سوی یک منظر، راهبری و هدایت می کنند. آنها توانایی اثرگذاری، انگیزه بخشی، و الهام بخشی به دیگران به منظور سهیم کردنشان در مسیر تحقق این منظر را دارا هستند.
مدیران از دیگر سو، توانایی بیشتری در هدایت مردم در جهت اجرای سیستماتیک و فرآیندی منظر مورد نظر رهبری سازمان را دارا هستند. مدیران توانمند قادرند عملکرد جزء به جزء اجزای سیستم و همینطور روند آن را به شکلی جامع درک کرده و میان اجزا همسویی و هم افزایی ایجاد کنند.

رهبران در بیشتر مواقع مدیر نیستند و مدیران هم در بیشتر مواقع رهبر نیستند. با اینحال هر دو از الزامات توفیق یک سازمان شمرده میشوند.
هماهنگ سازی صحیح با رهبران و یا مدیران فروش تأثیر عمیقی بر سود وری، رضایت کارکنان و سود سازمان دارد.
برای آنکه درک بهتری از این دو نقش حیاتی در سازمان فروش پیدا کنیم از مثال شکارچی و کشاورز استفاده خواهیم کرد.

شکارچیان

•    گردآورنده
•    جسور و بی محابا
•    ریسک پذیر
•    تشنه مورد پذیرش قرار گرفتن و شناخته شدن
•    متمرکز
•    رقابت جو
•    کم صبر
•    تنوع طلب 

کشاورزان

•    وابسته به رابطه
•    مقاوم به ریسک
•    هم کاری جو
•    قابل پیش بینی
•    وابسته
•    علاقمند به محیط های مشهور

بیشتر بدانید:   بک لینک مافیا | سایت الکسا

وظایف شکارچی ها شامل یافتن فرصتهای پرخطر و سود گیری از آنها (مانند فرصتهای رقابت جویانه، و یا فرصتهایی که قبل از این از دست رفته است) و یا تسهیل روند پیشرفت مارکت، گسترش فعالیت به جغرافیا و حسابهای تازه میشود. در عین حال، وظایف کشاورزان شامل پرورش، افزایش و حفظ سود در حسابهای موجود و به علاوه از طرف دیگر دستیابی به سطح بالایی از رضایتمندی و خشنودی خریدار و ایجاد روابط ارزشمند است.
با استناد به این تعاریف، میتوان حدس زد که رهبران در صورتی که هدایت شکارچیان را عهده دار باشند راندمان بیشتری خواهند داشت و مدیران در صورتی که گروهی از کشاورزان را مدیریت کنند موفق تر خواهند بود.

لذا چرا ایجاد تمایز میان مدیران و رهبران ارزش دارد؟

اختلاف مدیریت و رهبری,اختلاف مدیریت و رهبری در سازمان,رهبران فروش

همه ما دوست داریم درک شده و ماهیت وجودی مان مورد پذیرش قرار گیرد. از این جهت علاقمندیم برای کسی کار کنیم و تحت هدایت کسی باشیم که بتواند این موارد را درک کند، لذا کار کردن پایین دست فردی که DNA شخصیتی بطور کلی متفاوتی دارد میتواند مساله برانگیز و غیربهره ور باشد.
بررسی ها میدانی در سطح کلان نیز نشان می‌ دهد که کارمندان و کارفرمایان در جستجوی خصوصیت‌ های مشابهی در رهبرشان هستند و این مسئله به کاروکسبی که در آن فعالیت می‌ کنند، بستگی ندارد. رهبران و شخصیتهای شکارچی وقتی که کارها ساده و پیش بینی پذیر باشد احساس کسالت خواهند کرد، آنها دوست دارند با فرصتهای تازه، مخاطره آمیز و غیر منتظره  مواجه شوند. در نقطه مقابل، مدیران و کشاورزان فضاهایی را انتخاب میکنند که آسوده و فارغ از هر ریسکی بوده و حاوی رویکردی منظم به منظور رفع چالشها باشد. آنها روابط عمیق را ترجیح میدهند.

بیشتر بدانید:   رضایت خریدار کلید فروش بیشتر است

با این وجود بدیهی است که عده ای مدیران قادرند الهام ببخشند و عده ای رهبران قادر اند بصورتی سیستماتیک کار اجرایی کنند، با اینحال اینها نقاط قوت بنیادی و خصوصیت قالب شخصیتی ایشان نیست.

درک اینکه چه کسی در سازمان شما مدیر و چه کسی حاوی ویژگیهای رهبری است میتواند به شما در ایجاد یک محیط تولید کننده سازمانی و با بنیانهای توانمند اخلاقی و فرهنگی که به شکلی موثر قادر به انجام وظایف و نیازهای کاری است کمک کند. در کل  با استناد به موارد بالا باید بگوییم آنچه رهبری را از مدیریت متمایز می کند معنی و حالات ذهنی است و اگر اینطور نباشد در عرصه کارکرد که همان تحقق اهداف سازمانی از روش یک سلسله اعمال واضح است تفاوتی نیست.


اگر به سئو علاقه مند هستید آموزش های سایت بک لینک مافیا را حفظ نمائید. در بیشتر مواقع مطالب این سایت با تازه ترین معلومات بروز میشود

لینک منبع